ویژه نامه تفسیر جزء ۳۰:

گزیده تفسیر سوره مبارکه نازعات:

کانون سبحان /اشاره کوتاه و گذرایی به داستان موسی(ع) و فرعون طغیانگر شده که هم مایه تسلای خاطر پیامبر(صلی الله علیه و آله) و مؤمنان و هم هشداری به مشرکان طغیانگر و هم اشاره ای به این است که انکار معاد انسان را به چه گناهی آلوده می کند. [...]

 


محتوای این سوره بر محور معاد دور می زند و در شش بخش خلاصه می شود:

1- سوگند های مؤکدی که با معاد ارتباط دارد و بر تحقق این روز بزرگ تکیه و تاکید می کند.

2- قسمتی از مناظر هول انگیز و وحشتناک آن روز گفته شده است.

3- اشاره کوتاه و گذرایی به داستان موسی(ع) و فرعون طغیانگر شده که هم مایه تسلای خاطر پیامبر(صلی الله علیه و آله) و مؤمنان و هم هشداری به مشرکان طغیانگر و هم اشاره ای به این است که انکار معاد انسان را به چه گناهی آلوده می کند.

4- نمونه هایی از مظاهر قدرت خداوند در آسمان و زمین بر شمرده شده که خود دلیلی برای امکان معاد و حیات بعد از مرگ است.

5- شرح قسمتی دیگر از حوادث وحشتناک آن روز بزرگ و سرنوشت طغیانگران و پاداش نیکوکاران.

6- سرانجام بر این حقیقت تاکید شده که هیچ کس از تاریخ وقوع قیامت با خبر نیست ولی همین اندازه مسلم است که نزدیک است.

در این که در آیات ابتدایی این سوره مبارکه این سوگندهای پنجگانه به چه اشخاص یا چیزهایی اشاره دارد مفسران سخنان گوناگونی گفته اند. در این میان مناسب تر از همه این تفسیر است که منظور از این سوگند ها فرشتگانی هستند که مامور گرفتن جان های کافران و مجرمان اند که آنها را به شدت از بدن هایشان بر می کشند و فرشتگانی که مامور گرفتن جانهای مؤمنان اند که روح آنها را با مدارا و نرمش و نشاط جدا می کنند و فرشتگانی که در اجرای فرمان الهی با سرعت حرکت می کنند سپس بر یکدیگر پیشی می گیرند و امور جهان را به فرمان او تدبیر می کنند . البته می توان همین تفسیر را کلی تر و عمومی تر هم بیان کرد چنان که گرفتن جان های مؤمنان و کفار یکی از مصادیق آن باشد و نه تمام محتوای آن؛ به این ترتیب که گفته شود منظور از این سوگند ها،فرشتگان برای اجرای کل فرمان های الهی هستند که اجرای این فرمان ها در پنج مرحله تحقق می یابد:تصمیم گیری قاطع؛حرکت شدید نخستین؛ راه افتادن آرام؛ سرعت گرفتن و پیشی جستن؛ تد بیر امور و سامان دادن به کارها.به هر حا ل اما برنامه فرشتگان برای قبضه ارواح کفار و مؤمنان، یکی از مصادیق این مفهوم کلی است و زمینه ساز بحث های آینده این سوره درباره معاد محسوب می شود.

به راستی عجیب است که این طاغیان خیره سر هنگامی که بر مرکب غرور و خود خواهی سوار می شوند هیچ حد و مرزی را به رسمیت نمی شناسند و حتی به ادعای خدایی  نیز قانع نیستند بلکه می خواهند خدای خدایان شوند. در این سخن خیره سرانه آمده که اگر شما بت هایی را می پرستید آنها در جای خود محترم اما من برترین معبود و بت شما هستم. عجب این که فرعون که به شهادت آیه 127 سوره اعراف خود یکی از بت پرستان بود، در اینجا ادعا می کند من پروردگار بزرگ شما هستم یعنی خودش را حتی از معبود خویش نیز بالاتر می شمرد و این است بیهوده گویی های طاغوت ها. از طرف دیگر روشن است مردمی که در برابر سنگ و چوب سجده  می کنند برای پذیرش خدایان انسانی آمادگی بیشتری دارند و از این رو فرعون خود را برتر از همه بت ها می شمرد.

 آیات37و38 این سوره، اصول سعادت و شقاوت انسان را به نحو زیبا و شایسته ای ترسیم کرده ، شقاوت انسان را نتیجه طغیان و دنیا پرستی و سعادت او را ثمره خوف از خدا و ترک هوای نفس دانسته است و عصاره تمام تعلیمات انبیا و اولیا نیز همین است و بس. هوی پرستی پرده ای بر عقل می کشد، اعمال زشت را در نظر آدمی تزیین می کند و حس تشخیص را که بزرگترین نعمت خدا و امتیاز انسان از حیوان است، از او می گیرد و آدمی  را به خود مشغول می کند. امام باقر(علیه الیلام) می فرماید:« بهشت در لابه لای ناملایمات و سختی ها و صبر و شکیبایی پوشیده شده است. هر کس در برابر ناراحتی ها در دنیا شکیبایی کند، داخل بهشت می شود.  دوزخ در لا به لا ی لذات و شهوات پیچیده شده و هر کس نفس خویش را در برابر این لذات و شهوات آزاد بگذارد،داخل آتش می شود.» امام صادق(علیه السلام) می فرماید:«نفس را با هوی و هوسش رها مکن؛ چرا که هوای نفس سبب مرگ نفس می شود. آزاد گذاردن نفس در برابر هوی ها، درد آن است و بازداشتن آن از هوی و هوس هایش، دوای آن.» نه تنها جهنم آخرت زاییده هوی پرستی است؛ جهنم های سوزان دنیا همچون نا امنی ها، بی نظمی ها، جنگ ها، و خونریزی ها، جدال ها و کینه توزی ها هم ناشی از آن است.

آیه46 این سوره، بیانگر این واقعیت است که تا قیامت زمان زیادی باقی نیست. آری؛ به قدری عمر کوتاه دنیا به سرعت می گذرد و دوران برزخ نیز سریع طی می شود که هنگام قیام قیامت انسان ها فکر می کنند که تمام این دوران چند ساعتی بیش نبوده است. این امر، هم ذاتا صحیح است که عمر دنیا بسیار کوتاه و زود گذر است و هم در مقایسه با قیامت که تمام عمر جهان در مقایسه با آن لحظه هیبیش نیست. در بعضی از آیات قرآن آمده است که در قیامت هنگامی که مجرمان درباره مقدار توقفشان در عالم برزخ یا دنیا گفت و گو می کنند، بعضی به بعضی دیگر می گویندک« شما تنها ده شبانه روز(در دنیا و عالم برزخ) توقف کرده اید»؛ ولی آنها که بهتر فکر می کنند می گویند:« شما تنها به اندازه یک روز درنگ کرده اید» در جای دیگر از مجرمان نقل شده است که وقتی قیامت بر پا می شود مجرمان سوگند یاد می کنند که جز یک ساعت توقف نداشتند . تفاوت این تعبیرات به خاطر آن است که آنها می خواهند کوتاهی این مدت را به طور تقریبی بیان کنند و هر کدام احساس خود را با تعبیری باز می گوید. البته همه در یک نکته مشترک هستند و آن کوتاهی عمر این جهان در برابر عمر قیامت است؛ مطلبی که باید انسان را تکان دهد و از خواب غفلت بیدار کند.