گزیده تفسیر سوره مبارکه مسد:

 

در این سوره به دو تن از دشمنان اسلام یعنی ابولهب و همسرش به شدت حمله شده و ایشان به صراحت بی ایمان و دوزخی معرفی شده اند.

از«ابن عباس»نقل شده که هنگامی که آیه«و انذرعشیرتک الاقربین»(شعراء-214)نازل شد و پیامبر(صلی الله علیه وآله)ماموریت یافت که بستگان نزدیک خود را انذار کند و به اسلام دعوت نماید،بر فراز کوه صفا آمد و مردم مکه را فراخواند.جمعیت به سراغ حضرتش رفتند.فرمود:«به من بگویید اگر به شما خبر دهم که سواران دشمن صبگاه به شما حمله ور می شوند یا به شما شبیخون خواهند زد،آیا مرا تصدیق خواهید کرد؟»در پاسخ گفتند:ما هرگز از تو دروغی نشنیده ایم.فرمود:«من شما را از عذاب شدید الهی میترسانم.»هنگامی که ابولهب این سخن را شنید،گفت:زیان و مرگ بر تو باد!آیا فقط برای همین سخن ما را جمع کردی؟!در این هنگام بود که این سوره نازل شد. بعضی در اینجا افزوده اند:هنگامی که همسر ابولهب(ام جمیل) با خبر شد که این سوره درباره او وهمسرش نازل شده،به سراغ پیامبر(صلی الله علیه و آله)رفت و در حالی که آن حضرت را نمی دید و سنگی در دست داشت ،گفت:من شنیده ام محمد مرا به بدی یاد کرده. به خدا سوگند اگر او را بیابم،با همین سنگ بر دهانش میزنم. من هم شاعرم.سپس اشعاری در مذمت پیامبر(صلی الله علیه و آله) و اسلام خواند.البته خطر ابولهب و همسرش برای اسلام و عداوت آنها منحصر به این نبود و اگر می بینیم قرآن لبه تیز حمله را متوجه آنها کرده و آنها را با صراحت نکوهش میکند،دلایلی بیش از این دارد؛مانند این که نقل شده است او با بد گفتن از پیامبر، مردم حقیقت طلب را از ملاقات با آن حضرت منع می کرد. همچنین گفته اند که آن بی شرم،در حالی که پیامبر مردم را به توحید دعوت می کرد،به پای آن حضرت سنگ می زد؛ به گونه ای که از پای مبارک آن حضرت خون می آمد و در آن حال فریاد می کشید:ای مردم،این دروغگو است. او را تصدیق نکنید.همچنین در روایات آمده است که همسر پلید او،بوته های خار را بر دوش می کشید و بر سر راه پیغمبر اسلام می ریخت تا پاهای مبارکش آزرده شود. گفته اند عاقبت سر ابولهب بر اثر ضربه ای زخم شد و عفونت کرد و بر اثر همان عفونت مرد. می گویند که عفونت بدن او به حدی شده بود که جمعیت جرات نمی کردند نزدیک او شوند. او را بیرون مکه بردند و از دور آب بر او ریختند سپس بر او سنگ پرتاب کردند تا بدنش زیر سنگ و خاک پنهان شد.