ویژه نامه مقالات:

فاطمه(س) لیلة القدری که یازده قرآن ناطق از او نزول یافت.

" کانون سبحان " یکی از اساسی ترین نیازهای بشر که ریشه در فطرت انسانی دارد و در وجود آدمی به ودیعت نهاده شده است، حس پرستش و تعالی و قرب به معبود است. در میان انسانها کسانی در تقرب به معبود یگانه توفیق بیشتری به دست می آورند که از ضمیری رقیق و روحی لطیف برخوردارند. در حقیقت لطافت درون و صفای باطن رابطه مستقیم با میزان توفیق در طی منازل سلوک و معرفت دارد. {...}


کی از اساسی ترین نیازهای بشر که ریشه در فطرت انسانی دارد و در وجود آدمی به ودیعت نهاده شده است، حس پرستش و تعالی و قرب به معبود است. در میان انسانها کسانی در تقرب به معبود یگانه توفیق بیشتری به دست می آورند که از ضمیری رقیق و روحی لطیف برخوردارند. در حقیقت لطافت درون و صفای باطن رابطه مستقیم با میزان توفیق در طی منازل سلوک و معرفت دارد. سالکان طریق قرب و انس با معبود یگانه، سالیانی می کوشند تا صاحب ضمیر پاک گشته و از لطافت باطن بهره مند گردند تا از این رهگذر چشمه زلال معرفت در دل و جان آنان جریان یافته و پیوند آنان با حضرت دوست برقرار گشته و زمینه طی منازل تا رسیدن به مقام و مرتبه قرب حضرت باری تعالی برایشان میسر گردد.
گر چه تمامی ابنای بشر به شهادت لباب ارجمند الهی از قبایل و گونه های مختلف آن مساوی بوده و ملاک امتیاز همه آنان در پیشگاه خداوند تقوی و پرهیزگاری است و در این میان تفاوتی میان زن و مرد وجود ندارد با وجود این اهل معرفت و عارفان سالک در عین تأکید بر شرایط مساوی برای مردان و زنان در توان مسیر و سلوک عرفانی، زنان را به دلیل برخورداری از لطافت روحی در این عرصه موفق تر می دانند. عرفا حقیقت زن را عین حقیقت مرد و تفاوت این دو جنس را در تشخص آنان می دانند؛ زیرا گوهر زن و مرد یکی است و به یک مبدأ باز می گردند از این رو تمام مقاماتی که رسیدن به آنها برای مردان قابل تصور است، برای زنان نیز مقدور و میسر است. اهل معرفت دلیل زیادت مردان اهل سلوک و راه یافته را در مقایسه با زنان(گر چه تعداد زنان اهل معرفت نیز چندان اندک نیست) فراهم بودن زمینه های بیشتر برای مردان و یا در نوع تربیت و محیط اجتماعی و خانوادگی، سنتها و عادات اجتماعی می دانند، آنان به تبع پیامبر مکرم(ص) سهم زنان را در مظهریت برای اسما و صفات الهی به دلایلی که در جای خود بیان شده است، بیش از مردان دانسته اند.
میان این نگرش بسیار زیبا و لطیف به مقام و جایگاه زن در عالم آفرینش و در نزد خدای سبحان و آفریننده زیباییها رابطه معناداری وجود دارد. آیة ا... عبدا... جوادی آملی، (زن در آیینه جمال و جلال) از این رو در عرفان اسلامی زن یا مرد بودن جزو شرایط و ویژگی های اولیاء الهی ذکر نشده است. رسیدن به چنین مقام و جایگاهی هم برای زنان و هم برای مردان امکان پذیر است. بودند زنانی که در این عرصه گوی سبقت از مردان ربوده و در کمال و تعالی و پیمودن مسیر عبودیت به مقام فنای فی ا... نایل آمده اند. از آن جمله می توان به مقام و منزلت حضرت مریم اشاره کرد. او تنها بانویی است که نامش در قرآن در سی و چهار آیه و در بیش از 20 سوره از سوره های قرآنی آمده است. قرآن کریم مریم را مطیع امر پروردگار(تحریم/ 12) راستگو و تصدیق کننده کلمات خداوند بر می شمارد. (مائده/ 75 و تحریم/ 12)
در احادیث اسلامی نیز می خوانیم خدیجه دختر خویلد و همسر پیامبر(ص)، حضرت فاطمه زهرا، مریم و آسیه همسر فرعون از برترین زنان اهل بهشتند. (درالمنثور، ج 6، ص 246)

* مقام و جایگاه حضرت فاطمه(س)
با این همه مقام و ارزش وجودی حضرت زهرا(س) به نص صریح روایات قابل مقایسه با هیچ یک از زنان عالم نیست، او ناموس کبری و ثقل اصغر است(بحارالانوار، ج 23، ص 106) زیرا انوار الهی و هادیان نور و روشنایی از سایه وجود آن بانوی مطهر منشأ گرفته اند.
مقام و منزلت فاطمه(س) و جایگاه او نزد خداوند برای بشر عادی قابل درک نیست. بانویی که در قله کمال و انسانیت ایستاده است و آیینه تمام نمای انسان کامل در تمام ابعاد و زوایای زندگی است. ممکن است تصور شود که فاطمه(س) از آن جهت ارزش و شخصیت یافته است که فرزندی شایسته برای اشرف آفریده های بشری بوده است و یا همسر کسی است که در عبودیت و بندگی با همت و قرین است و یا مادر کسانی است که مشعلدار عرفان و معرفت و سلوک و هدایتند، اما فاطمه(س) در عین حال که همه این افتخارات را داشته و از فضایلی بسیار روشن از آنچه گفته آمد نیز بهره مند است؛ ملاک و معیار امتیاز او ویژگی های ذاتی و تعالی روحی و معنوی آن بانوی بزرگوار است.
او کسی است که حقیقت هستی برایش مکشوف شده است، او جز به نور و زیبایی و محبت و عشق به حق نمی اندیشد، او هیچ چیز را جز لقای محبوب بر خود نمی پسندد. هم از این روست که رضای او رضای خدا و پیامبر(ص) و رضای خدا و پیامبر رضای اوست و غضبش چونان غضب خداوند است. (بحارالانوار، ج 43، ص 22 - 19)
عارف وارسته مرحوم شاه آبادی در کتاب رشحات البحار آنجا که مراتب حضور قلب را بیان می نماید، مقام هفتم از مقامات دهگانه را در حضور قلب مقام فنای صفاتی می دانند که در این مقام انسان مورد تجلیات اسماء و صفات حق واقع شده و اسامی و صفات خداوند یکی پس از دیگری بر انسان تجلی می کند تا جایی که انسان غافل از صفات خود گشته و متخلق به اخلاق الهی می گردد، مقام بعدی سالک در این طریق مقام و مرتبه شهود حق است. نهمین مرتبه از مراتب حضور قلب مقام عشق به حق است که موجب فنای انسان و غفلت او از ذات خویش است و در نهایت این مقام، مقام انعام و بقای بعد از فناست. (رشحات البحار، ص 173)
با این توضیح به درک بیان پیامبر(ص) درباره دختر گرامی اش تا حدی نزدیک می شویم که می فرماید: خداوند متعال قلب دخترم فاطمه و تمام اعضا و جوارح او را از ایمان و یقین سرشار نموده است. (بحارالانوار، ج 43، ص 29) و این یعنی آیینه تمام و کمال تجلی اسماء و صفات حق در وجود حضرت صدیقه کبری و این بدین معنی است که ذات و وجود فاطمه(س) حق نماست. البته آنچه درباره این حدیث شریف گفته شد، باز معنای ظاهری و تنزل یافته آن است و حقیقت آن نزد صاحبان معرفت دارای عمق و ژرفایی است که بر همگان مکشوف نیست. بانوی وحید عالم مظهر کامل تمام مراتب حضور است. از این رو او سیده زنان جهان آفرینش از اولین تا آخرین است. (بحار، ج 43، ص 26)
آن حضرت برگزیده زنان عالم از سوی خداوند است(همان) او لیلة القدری است که یازده انسان کامل و یازده قرآن ناطق از او نزول یافته است و هم از این روست که ادراک و شناخت حقیقت وجودی فاطمه کبری(س) همگان را مقدور و میسور نیست و ما ادراک ما لیلة القدر(قدر/ 2) امام امت، آن عارف شیفته در کتاب آداب الصلوَ در مقام و منزلت مادرش حضرت صدیقه کبری(س) اشاره می کند که عارفان در آثار خود نماد روز را به وجود مقدس امیرمؤمنان و نماد شب را به وجود مطهر حضرت فاطمه زهرا(س) تطبیق کرده اند، که روز مظهر ولایت و شب مظهر غیب است. (آداب الصلوَ، ص 330 - 329)
امام خمینی(ره) ضمن آنکه از توصیف معنوی حضرت زهرای اطهر اظهار عجز می کند، روایتی را با سند معتبر از کافی نقل می نماید که در آن امام صادق(ع) می فرمایند: در مدت 75 روز از حیات فاطمه(س) پس از پیامبر(ص) جبرئیل نزد حضرت فاطمه(س) می آمد و ضمن تعزیت و دلداری اخباری از آینده را برای آن حضرت بیان می کرد.
امام خمینی(ره) نزول جبرئیل را که از اشرف ملائکه خداوند و تنها برای گروه خاصی از پیامبران الهی نازل می شده است بالاترین فضیلت برای حضرت فاطمه(س) می دانند. (صحیفه نور جلد 20، ص 16 - 4)
آری این بانوی یگانه در اثر قرب به حق به مقامی دست یافته است که او را در جایگاهی برتر از بسیاری از اولیا و حتی انبیای الهی قرار می دهد و با خواص از پیامبران خدا همتراز و همردیف می سازد، زیرا خداوند در قرآن او را از صالحان و در گروه آنان قرار داده است.
این همه افزون بر صلاحیت ذاتی آن حضرت با تلاش و عبودیت حقیقی برای معبود عالم خلقت و انس و الفت با آن یگانه بی همتا حاصل آمده است، فاطمه(س) چنان مستغرق در نیایش و ستایش می شد که وقتی در محراب عبادت می ایستاد، نور وجود مقدسش چون خورشید بر ملائکه آسمان می تابید و به فرشتگان گفته می شد، بنگرید فاطمه را چگونه از خوف خدایش در محراب عبادت و بندگی به خود می لرزد و با تمام وجود و در نهایت حضور قلب به نیایش با پروردگارش پرداخته است. (بحار، ج 43، ص 72)
مقام رضا و صبر فاطمه(س) نیز مثال زدنی است. او در تمام لحظات زندگی پربار خویش لحظه ای از یاد خدای خویش غفلت نداشته است، تمام درد و رنج و زحمات طاقت فرسای ناشی از گرفتاریها، گرسنگی، مصائب سنگین و طاقت فرسا چونان از دست دادن پدر و مقتدای خویش و سرور پیامبران الهی و حق کشی هایی که پس از آن حضرت و در ایام عزاداری آن بانوی ارجمند نسبت به همسرش علی(ع) رخ داد و محرومیت هایی که از اموال و املاک شرعی آن حضرت پیش آمد، همه را به جان خرید.
عمق درد و رنج آن بانوی یگانه را می توان در پایان منشور عارفانه اش مشاهده نمود که می فرماید: این آهی است از سینه پردرد من که دیگر طاقت تحمل آن را نداشتم و خواستم این اندود از دل بیرون افکنم و حجت را بر شما تمام کنم(فرازی از خطبه حضرت زهرا(س)) آری صبر فاطمه و رضای او بر رضای حضرت دوست موجب شد تا در کوره سوزان مصائب و گرفتاریها چنان آبدیده گردد که اوج و عزتش نمایان و مقام و مرتبتش بی پایان گردید.
من اگر کام روا گشتم و خوشدل چه عجب
مستحق بودم و اینها به زکاتم دادند